دو پسر جوان رو به دوربین :
1. موقع حرکت...
2. که بره نماز بخونه ...
1. تا این که راننده قطار وای نمیسته و ...
2. ما فکر کردیم که خوب ....
1. این می تونه بشه دیگه ...
2. حتما شده...
1. که خودتو از پنجره ی قطار بندازی بیرون !!!
صدای پسر 1:
آیت الله خامنه ای هم روزی ، روزگاری در روز روشن ، راست و حسینی رو به آحاد ملت ایران گفت :
عراق رفته بودیم ، به سفر عتبات مشرف شده بودیم . هر کاری کردیم برای نماز صبح نایستاد ، توقف نکرد . بنده مجبور شدم اواخر قطار خودمو بندازم بیرون!!!
در آخر آقا را نشان می ده که رأیش رو داخل صندوق می ندازه و یک آهنگ مسخره هم روش گذاشتن.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن 1 : فقط یه مقدار از یه کلیپ ساخته صدای آمریکا بود!
پ.ن 2 : تیکه ی آخر از سخنرانی آقا بود که جا به جا کرده بودن . ملت را چیز فرض کردن .چیز خودتانید!
پ.ن 3 : به دوستی قول داده بودم سیاسی ننویسم . آقای دوست !آدم یه چیزایی می بینه که نمی تونه ساکت بشینه.
پ.ن 4 : لطفا نگویید که استهزا می کنم!!!
+ نوشته شده توسط بچه قمی در
89/01/24 و ساعت
11:51 |